|
اشـعارعـاشــورایی عاصـــــم زنجـانـی وبلاگ ادبی شاعر عاشورایی_عاصم زنجانی(طاب ثراه) ---------- شنبه 04 شهریور 1396 :: 08:25 :: نويسنده : ---- محمدجواد امیدی ----
قـــربـان وليئـــي
ضربان ذات«عطش نامه»
گوش كــــن بانگ آســــــماني را
«در حال تكميل ميباشد» یکشنبه 01 مرداد 1396 :: 11:01 :: نويسنده : ---- محمدجواد امیدی ----
دوشنبه 19 تیر 1396 :: 11:41 :: نويسنده : ---- محمدجواد امیدی ----
لا وجد في وجودي لا خير في كلامي العفـــــو و الكـــــرامه ارجو من الكرام یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: 10:23 :: نويسنده : ---- محمدجواد امیدی ----
دوشنبه 24 فروردین 1394 :: 10:09 :: نويسنده : ---- محمدجواد امیدی ----
مثنوي
خسرو اورنگ شهرستان عشق داده فرمان تا دهم اعلان عشق آنکه موجودات را باشد خدا نیست ذاتش از صفاتِ وی جدا نَحنُ أقرب گفته در قرآن عشق تا بفهماند به جان عنوان عشق یعنی ای انسان با عزّ و شرف کن توجه یک زمانی این طرف بر تو نزدیک است تار گردنت که از او باقی است جان اندر تنت لیک من نزدیکم از آن رگ به تو وآگهم از سرّهایت مو به مو بودم اندر صلب با بت یار تو هم به بطن مادرت غم خوار تو پرورش دادم ترا در روز و شب تا به دنیا آمدن کردی طلب چون به دنیا آمدی گریان و زار جانت اندر تن نمی جستی قرار عور بودی جامه کردم در برت کور بودی خویش گشتم رهبرت چون همه اعضایت از لحم و عظام ألطف از گل بود هم باریک و خام پس لهذا از دو پستانهای مام شیر صافت دادم اندر صبح و شام مهربانت کردم از لطف امّ و باب تا به هر نیک و بدت کردند تاب استخوان هایت چو شد سخت و متین دادمت دندان چو دُرهای ثمین هر طعامی را که کردی خواهشش آن زمان کردم برایت حاضرش نازها کردی کشیدم ناز تو سوزها کردی شدم دمساز تو بی زبان بودی نمودم ناطقت بر سخن گویان نمودم لاحقت عقل و فهمت دادم از لطف ازل تا کنی ادراک معلول وعلل قدّ چون سرو و رُخی چون آفتاب کردم ارزانی ترا ای ذولباب قوّه ی بازو کرامت کردمت پنجه ی شیر افکنی بخشیدمت ماسوایت هر چه هست از بیش و کم بهر تو آوردم از کتم عدم تا تو ما را باشی و ما زان تو عشق ما ورزد دل و هم جا تو این حیات بی ثباتت ای فرید بسته باشد بر همان حبل الورید گر شود حبل الوریدت منقطع زندگی باشد برایت ممتنع همچنان دوریّ تو از قُرب ما از حیات باقی ات سازد جدا بر هلاک دایمی نایل شوی ادامه دارد خوار و زار و عاجل و آجل شوی غیر ما هر آنچه بینی فانی اند جز کسانی که ز عشقم باقی اند عشق غیری را ز دل اخراج کن سوی عرش عشقِ ما معراج کن هین بیا نهِ روی خود بر کوی ما بر گشا چشم دلت بر روی ما هین بیا در بارگاه قدس ما تا شوی حیران ز جاه قدس ما کن تماشا بر جلال و شاهیم بر مقام و رتبه ی اللّهیم کن نظاره بر جمال لم یزل بین چسان جلوه کند حسن ازل وارهان خود را ز قید بندگی شاه شو در کشور پایندگی زین سرای محنت و درد و عنا وارسان خود را به دارالوصل ما از می جام وصالم مست باش تا ابد از هستی ما هست باش ما شهیم و تو چو شهباز شهان شاهبازانند همراز شهان شاهبازا مسکن تو دست ماست از ازل پای دلت پا بست ماست شاهبازا پر بزن پرواز کن خویشتن را با شهت دمساز کن چون حسین آن شاهباز عشق ما خویش را کن سر فراز عشق ما آن مه چرخ فنا فی الله ما دست شست از زندگی در راه ما عشق بازی کرده در میدان عشق تا که شد در ملک دین سلطان عشق وجه ما را دید و شد بی خود ز خود وجه خود از خون دل رنگین نمود سرخ رو شد عازم کوی وصال تا رسد بر محفل عزّ و جلال آن چنان سر مست شد از جام عشق شد قتیل تیغ خون آشام عشق در رضایم بر دم تیغ عناد از وفا حبل الوریدش را نهاد شد وجودش در رهم صد چاک چاک تشنه لب بسپرد جان در روی خاک بهر سیر عالم معنای عشق شد سرش بر نیزه در بیدای عشق چون سرش در نوک نی تدویر کرد از زبان ما به ما تکبیر کرد یعنی اعظم از همه اشیاست عشق برتر از دنیا و مافیا است عشق چونکه منزل در کنار دیر کرد هر مقام عشق ما را سیر کرد تا که او ما گشت و ما از جای او ام حسب گفتیم از لب های او قصه ی عشق حسینم را اگر سر به سر گو یم بسوزد خشک و تر کن تو او را پیروی در عشق ما تا ز عشاقان شوی در عشق ما
جمعه 24 بهمن 1393 :: 22:18 :: نويسنده : ---- محمدجواد امیدی ----
محمد صادق امیری ملقب به ادیب الممالک فراهانی (1277 هجری قمری – قریه ی گازران توابع فراهان/ 1336 هجری قمری -تهران) آرامگاه :ری -حرم حضرت عبدالعظیم
ترکیب بند عاشورایی
باد خزان وزيد به بستان مصطفي
«در حال تكميل ميباشد» سهشنبه 21 بهمن 1393 :: 10:27 :: نويسنده : ---- محمدجواد امیدی ----
ذبيــح الله صاحبـــكار متخلص به سهي (1313- دولت آباد تربت حيدريه/1381هجري شمسي-مشهد) آرامگاه:مقبرة الشعراء-توس
«در حال تكميل ميباشد» دوشنبه 20 بهمن 1393 :: 19:32 :: نويسنده : ---- محمدجواد امیدی ----
عبدالرزاق بن علی لاهیجی (مشهور به فیاض لاهیجی) (قرن یازدهم) آرامگاه :قم
ترکیب بند عاشورایی (چهارده بند) بند یکم
عالم تمام نوحه کنان از برای کیست
«در حال تكميل ميباشد» شنبه 18 بهمن 1393 :: 09:35 :: نويسنده : ---- محمدجواد امیدی ----
سيد كريم اميري فيروز كوهي متخلص به امير (1289-فرح آباد «ساري»/ 1363هجري شمسي-تهران) آرمگاه:امامزاده طاهر در صحن حضرت عبدالعظيم
تركيب بند عاشورايي (پنج بند)
بند یکم
جانها فدای آنکه به جان شد فدای غیر
بند دوم
ای دل به مهر داده به حق ،دل سرای تو وی جان به عدل کرده فدا، جان فدای تو ای گشته ی فضیلت، جان کشته ی غمت وی مرده ی مــروّت، میـــرم بپای تو محبوب ما، گزیده ی حق، صفوه ی نبی است مفتون تو، فــــدایی تو، مبتلای تو از بسکه در غم دل مظلوم سوختی یک دل ندیده ام که نسوزد برای تو . . . هرگز فنا نیافت بقای تو، زانکه یافت آزادگی بقـــای دگر از فنــای تو شایان اقتفای جهانی به همتند یاران پاکباز تو در اقتفای تو غم نیست گر به چشم شقاوت نمای خصم کوتاه بود عمر سعادت فزای تو «چون صبح، زندگانی روشندلان دمیست اما دمـی که باعث احیــــای عالمیست»1
1- صائب تبریزی
«در حال تكميل است»
************************************* شنبه 18 بهمن 1393 :: 09:29 :: نويسنده : ---- محمدجواد امیدی ----
محمد كاظم صبـوري «ملك الشعرا» متخلص به صبوري (1270هجري قمري-مشهد/ 1322هجري قمري -مشهد)
تركيب بند عاشورايي
«در حال تكميل ميباشد» ********************* درباره وبلاگ موضوعات آخرین مطالب پيوندها نويسندگان |
|||
|
|